تبلیغات
فتوبلاگ حسین کمیلی
 

 

 

فتوبلاگ حسین کمیلی


تصاویر جالب و مطالب برگزیده . . . . آدرس وبلاگ بانکی من : http://hoseinonline.mihanblog.com

 

با سلام
در این مطلب خواهیم دید :

فتو بلاگ حسین کمیلی
1- کباب های چندش آور!
2- نمایشگاه گل و گیاه تهران
3- یک سرویس بهداشتی خلاقانه (!)
4- تصاویری از مناظر زیبا و باغ های فوق العاده

5- و بالاخره داستان زیبای زنجیر عشق

همگی در ادامه همین مطلب

در ابتدا تصاویری از مناظر زیبا و باغ های فوق العاده


نمایشگاه گل و گیاه تهران

 کباب های چندش آور!!!

برای کسانی که برای دیدن جاذبه‌های توریستی کشور چین مثل "دیوار بزرگ” و "شهر ممنوعه” و "کاخ تابستانی” و … راهی این کشور می‌شوند دیدن خیابان "وانفوجینگ” که به کافه‌ها و فروشگاه‌های برندش معروف است خالی از لطف نیست. هر چند که چیزی که توریست‌ها را به این خیابان می‌کشاند هیچ کدام از این‌ها نیست بلکه حضور دست‌فروشانی است که کباب می فروشند!

کباب به خصوص برای توریست‌های ایرانی با بوی ریحان و خاطرات خوش همراه است در حالی که در "وانفوجینگ” خبری از این چیزها نیست و منظور چینی‌ها از کباب انواع موجودات جنبنده روی زمین است که به سیخ کشیده شده‌اند و منتظرند تا مشتری درخواست کند و روی زغال قرار بگیرند و کباب شوند.

  بوی ناآشنا و غریبی که فضا را پرکرده خبر از این دارد که به قلمروی کباب فروش‌ها نزدیک شدید و هر چه نزدیک‌تر می‌شوی این بوی عجیب نامطبوع‌تر هم می‌شود. همه چیز در بساط این دست‌فروش‌ها یافت می‌شود. از سوسک، هشت پا، عقرب و هزارپا گرفته تا انواع معمول‌تر مثل سیرابی، جگر، بلال و انواع میوه‌ها!

 

  این دست‌فروشان آن قدر توریست دیده‌اند که با یک نگاه متوجه ملیت توریست‌ها می‌شوند و سعی می‌کنند هر چند به طور دست و پا شکسته با زبان خودتان شما را برای خرید ترقیب کنند.

 

بنابراین اگر از کنار این دستفروش‌ها می‌گذرید گول کلمه "حلال” را که مدام با لهجه خاصی ادا می‌کنند، نخورید!

  جالب این‌جا است که این فروشنده‌ها بنا به ملیت فرد کباب خاصی را هم تعارف می‌کنند تا وسوسه خریددر شمابیدار شود.

 

  خیلی ها فقط برای تماشا می آیند و جرات تست کردن ندارند اما دیدن چهره آن‌هایی که شجاع تراند و کباب ها را تست می کنند هم دیدنی است.

 

با کمی تحقیق می‌فهمی تا چند سال پیش کباب گربه و سگ پرطرفدارترین بخش این خیابان بود که این روزها به دلیل مخالفت گروه‌های طرفدار حیوانات، فروش آن غیرقانونی است و اگر کسی هم برای فروش داشته باشد معمولا به صورت مخفیانه این کار را می‌کند؛ البته اگر کسی واقعا طالب باشد پیدا کردنش هم کار زیاد سختی نیست!

 

  پسرجوانی که ظاهری آسیایی دارد، از کره جنوبی آمده است و با ترس و لرز مار کباب شده‌ای را به دندان می‌کشد. از طعمش که می‌پرسی با همان قیافه ترسیده‌اش می‌گوید: خوب است اما نامزدش حاضر به امتحان کردن نیست!

 

  ایرانی‌ها معمولا محتاط‌ترند و به امتحان بلال و بال کبابی اکتفا می‌کنند! مجید که با خانواده‌اش آمده است از بوی نامطبوع مغازه‌ها می‌نالد و می‌گوید: خودشان می‌گویند بوی "هشت پا” است اما نمی‌دانم این چیزهای بد بو را چطور می‌خورند!

با وجود این بوی نامطبوع، فروشنده‌ها سعی می‌کنند تا از نظر بهداشتی تمام نکات را رعایت کنند، این را از لباس‌های یک شکل و پیشبندهایشان می‌فهمی که عجیب مواظبند تا لک نشود!

با همه این‌ها اگر قصد امتحان کردن این کباب‌ها را ندارید، باز هم دیدن این خیابان خالی از لطف نیست… !!!
منبع:برنا نیوز

و اینهم یک سرویس بهداشتی خلاقانه (!) در پارک آزادگان تهران

برات طریقتی مسئول یکی از سرویس های بهداشتی در پارک آزادگان است که با خلاقیت خود به تزیین فضای داخلی سرویس بهداشتی این پارک پرداخته است.

عکسهای جالب از بهترین سرویس بهداشتی در تهران

عکسهای جالب از بهترین سرویس بهداشتی در تهران

عکسهای جالب از بهترین سرویس بهداشتی در تهران

عکسهای جالب از بهترین سرویس بهداشتی در تهران

کفشهای خود را درآورید!

عکسهای جالب از بهترین سرویس بهداشتی در تهران

عکسهای جالب از بهترین سرویس بهداشتی در تهران

عکسهای جالب از بهترین سرویس بهداشتی در تهران

عجب تر و تمیزه!
عکسهای جالب از بهترین سرویس بهداشتی در تهران

عکسهای جالب از بهترین سرویس بهداشتی در تهران
 


و بالاخره چند نقاشی تفکر برانگیز
















زنجیر عشق

یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمیگشت خانه، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده بود .اون زن برای او دست تکان داد تا متوقف شود.
اسمیت پیاده شد و خودشو معرفی کرد و گٿت من اومدم کمکتون کنم.
زن گفت صدها ماشین از جلوی من رد شدند ولی کسی نایستاد، این واقعا لطف شماست .
وقتی که او لاستیک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده رفتن شد, زن پرسید:" من چقدر باید بپردازم؟"
و او به زن چنین گٿت: " شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام.
و روزی یکنفر هم به من کمک کرد¸همونطور که من به شما کمک کردم.
اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی¸باید این کار رو بکنی.
نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!"
چند مایل جلوتر زن کافه کوچکی رو دید و رفت تو تا چیزی بخوره و بعد راهشو ادامه بده ولی نتونست
بی توجه از لبخند شیرین زن پیشخدمتی بگذره که می بایست هشت ماهه باردار باشه و از خستگی روی پا بند نبود.
او داستان زندگی پیشخدمت رو نمی دانست¸واحتمالا هیچ گاه هم نخواهد فهمید.
وقتی که پیشخدمت رفت تا بقیه صد دلار شو بیاره ، زن از در بیرون رفته بود ،
درحالیکه بر روی دستمال سٿره یادداشتی رو باقی گذاشته بود.
وقتی پیشخدمت نوشته زن رو می خوند اشک در چشمانش جمع شده بود.
در یادداشت چنین نوشته بود:" شما هیچ بدهی به من ندارید.

من هم در این چنین شرایطی بوده ام. و روزی یکنفر هم به من کمک کرد،همونطور که من به شما کمک کردم.
اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی،باید این کار رو بکنی.
نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه!".
همان شب وقتی زن پیشخدمت از سرکار به خونه رفت در حالیکه به اون پول و یادداشت زن فکر میکرد به شوهرش گفت :"دوستت دارم اسمیت همه چیز داره درست میشه من دیگه لازم نیست سر کار بروم..."

امیدوارم که لذت برده باشید




  نویسنده : حسین كمیلی ׀ تاریخ : جمعه 15 مهر 1390׀ نظرات


مطالب خواندنی

Daily link مرصاد
 
CopyRight 2009 , bank-maskan.Mihanblog.Com , All Rights Reserved
Powered By Mihanblog | Template By : Kashkul.Com - P30Temp.Co.Cc