تبلیغات
فتوبلاگ حسین کمیلی
 

 

 

فتوبلاگ حسین کمیلی


تصاویر جالب و مطالب برگزیده . . . . آدرس وبلاگ بانکی من : http://hoseinonline.mihanblog.com

 

با سلام

در این قسمت خواهیم دید:

1- عکسهای منتخب از بازیگران معروف در جشنواره فیلم فجر

2- چند عکس و مطلب جالب در مورد خواستگاری و ازدواج

3-شما چند همسر دارید؟! - یک مطلب خواندنی

4- عکسهایی از ابتکار در درب پارکینگ

 

و کلی عکس طنز و زیبا در ادامه همین مطلب ...............


پزمان بازغی و همسر و دخترش در جشنواره فیلم فجر89

اولین روز بیست و نهمین جشنواره بین المللی فیلم فجر

پژمان بازغی بازیگر فیلم مرگ كسب و كار من است 




اولین روز بیست و نهمین جشنواره بین المللی فیلم فجر

پژمان بازغی و دخترش در مراسم اختتامیه فیلم فجر


شهاب حسینی و همسرش در اختتامیه جشنواره فجر 89

شهاب حسینی و همسرش در اختتامیه جشنواره فجر

مراسم اختتامیه بیست و نهمین جشنواره بین المللی فیلم فجر


























 
دختری در اوهایوی آمریکا، به پیشنهاد ازدواجی که با اتوبوس رسیده بود، پاسخ مثبت داد.
به گزارش ایرانتو به نقل از اسوشیتد پرس، لورا در حالیکه در روز ولنتاین به همراه پسرمورد علاقه خود «مارک»، مشغول خوردن ناهار در رستوران بود، از پشت پنجره، یک اتوبوس عمومی را در خیابان دید که بر روی آن با حروف درشت نوشته شده بود: « لورا: آیا با من ازدواج می کنی؟»


جمله مذکور با نام «مارک» امضا شده و در زیر آن با حروف ریزتر نوشته شده بود:« و مرا خوشبخت ترین مرد روی زمین نمایی؟».

لورا گفت، با دیدن آن صحنه کم مانده بود حمله قلبی به او دست دهد.

مارک ، قبلا 300 دلار به شرکت اتوبوسرانی پرداخته بود، تا اتوبوس حامل بنر مذکور را در ساعت معین، در مقابل رستوران پارک کنند.

قرار است بنر مذکور به مدت یک هفته بر روی اتوبوس بماند. اما حالا یک جمله دیگر هم به آن افزوده شده:« او گفت بله! »
 
                                      تجمع خواستگاران مقابل خوابگاه!!
 
"یانگ زنگ منگین" دانشجوی دختر دانشگاهی در چین به واسطه ی یادداشتش روی یک کاغذ بیشتر از آنچه که فکرش را می کرد در میان هم دانشکده هایش خواستگار پیدا کرد !!!!.

در 8 مارس 2010 که مصادف با روز زن در چین بود دانشگاه "علم و تکنولوژی الکترونیک" چین به تمام دختران دانشگاه یک تکه کاغذ سفید داد و از آنان خواست آرزویشان را روی آن بنویسند و روی "دیوار آرزو" ی دانشگاه بچسبانند تا همه آن را ببینند.

 
http://files.tabnak.com/pics/201010/201010050730442336.jpg
 

                                                  پیام "یانگ زنگ منگین"
 
"یانگ زنگ منگین" اینگونه روی کاغذ نوشت:
"اسم من "یانگ زنگ منگین" است دانشجوی سال اول دانشگاه و فکر می کنم که جذاب هستم .متاسفانه تا به حال نتوانستم شخص مناسبی را برای زندگیم پیدا کنم. اما به سرنوشت اعتقاد دارم. اگر کسی از شما آقایان آرزویی مانند من دارید، پایین ساختمان خوابگاه من بیایید و نام مرا با صدای بلند بین ساعت 12:30 تا 12:50 در 11 مارس فریاد بزنید. من پنهانی شما را نگاه خواهم کرد.اگر شما همانی بودید که من دنبالش هستم پایین می آیم و شما را ملاقات خواهم کرد.
این را هم اضافه می کنم که نسبت دانشجویان پسر در این دانشگاه به دختران 25 به 1 است. شما واقعا فرصت خوبی دارید!.
 

تجمع خواستگاران مقابل خوابگاه

http://files.tabnak.com/pics/201010/201010050730442976.jpg
http://files.tabnak.com/pics/201010/201010050735334332.jpg
 
پیام "یانگ زنگ منگین" در 11 مارس مشهور شد.
بیش از 2000 دانشجوی پسر مقابل خوابگاه این دختر جمع شدند.با وجود این همه ی آنها شهامت فریاد زدن نام آن دختر را نداشتند. شاید هم به این دلیل اینکار را نکردند چون آنهایی هم که نامش راصدا کردند شانسی برای ملاقت "یانگ زنگ منگین" نداشتند.
 
http://files.tabnak.com/pics/201010/201010050730443962.jpg
تصویری از "یانگ زنگ منگین"

رومانتیک ترین جای جهان کجاست؟

شکل خاص جزیره عشاق را نخستین بار دریانورد مورد علاقه ناپلئون به نام شارل فرانسیس بوتمپ-بوپره در قرن نوزدهم به روی نقشه آورد، اما پس از آن‌که تصاویر بهتری از آن در فوریه 2009 / بهمن 1387 به وسیله گوگل‌مپ تهیه شد، به شهرت جهانی رسید.
این جزیره در مختصات 43.978 درجه شمالی و 15.25 درجه شرقی واقع شده و قطر آن 500 متر و طول ساحل آن 1.55 کیلومتر است

جزیره گالشنژاک که در کانال پشمن (در نزدیکی شهر تورانژ کرواسی) واقع شده، یکی از معدود عوارض طبیعی زمین به شکل قلب است. این جزیره امروزه به جزیره عشق یا جزیره عشاق معروف شده است.


این تصویر را ابزار پیشرفته رادیومتری نور مریی و فروسرخ مستقر بر ماهواره پیشرفته رصد خشکی، ALOS متعلق به آژانس فضایی اروپا تهیه کرده است.
                                                   میشه سشوار رو بدی؟!!
شوهر حرف گوش کن !

تبلیغ قدیمی رادیو بی بی سی

رادیو بی بی سی

 

و یک اتفاق عجیب: شکار گنجشک توسط قورباغه!







  ***و بالاخره تصاویری فوق العاده از طراحی دربهای پارکینگ***





































و در پایان یک حکایت زیبا)

شما با همسرانتان چگونه برخورد میکنید؟!!


در روزگار قدیم تاجر ثروتمندی بود كه چهار همسر داشت.همسر چهارم را بیشتر از همه دوست داشت و او را مدام با جواهرات گران قیمت پذیرایی می كرد.بسیار مراقبش بود وبهترین چیزها را به او می داد.
همسر سومش را هم خیلی دوست داشت وبه او افتخار می كرد.نزد دوستانش او را برای جلوه گری می بردگرچه واهمه شدیدی داشت كه روزی او با مرد دیگری برودوتنهایش بگذارد.
واقعیت این بود كه او همسر دومش را هم بسیار دوست داشت.او بسیار مهربان بود ودائماً نگران ومراقب مرد بود.مرد در هر مشكلی به او پناه میبردو او نیز به تاجر كمك می كرد تا گره كارش را بگشایدواز مخمصه بیرون بیاید. اما همسر اول مرد زنی بسیار وفادارو تواناكه در حقیقت عامل اصلی ثروتمند شدن اوو موفق بودنش در زندگی بود.اما اصلاًمورد توجه مرد نبود.با وجود این كه از صمیم قلب عاشق شوهرش بوداما مرد تاجر به ندرت وجود او در خانه ای كه تمام كارهایش با او بود حس می كرد وتقریباً هیچ توجهی به او نداشت.
روزی مرد احساس كرد به شدت بیمار است وبه زودی خواهد مرد.
به دارایی زیادوزندگی مرفه خود اندیشیدوبا خود گفت:من اكنون چهار همسر دارم ،اما اگر بمیرم دیگر كسی را نخواهم داشت،چه تنها وبیچاره خواهم شد !بنابراین تصمیم گرفت با همسرانش حرف بزند وبرای تنهاییش فكری بكند.
اول از همه سراغ همسر چهارمش رفت وگفت:من تورا از همه بیشتر دوست دارم واز همه بیشتر به تو توجه كرده ام وانواع راحتی ها رابرایت فراهم آورده ام،حالا در برابراین همه محبت من آیا در مرگ با من همراه می شوی تا تنها نمانم؟
زن به سرعت گفت:"هرگز"؛همین یك كلمه ومرد را رها كرد.
مرد با قلبی كه به شدت شكسته بود به سراغ همسر سومش رفت وگفت:
من در زندگی تو را بسیار دوست داشتم آیا در این سفر همراه من خواهی آمد؟
زن گفت:البته كه نه !زندگی در این جا بسیار خوب است .تازه من بعد از تو میخواهم دوباره ازدواج كنم وبیشتر خوش باشم.قلب مرد از این حرف یخ كرد.
مرد تاجر به همسر دوم روآورد وگفت:تو همیشه به من كمك كرده ای . این بار هم به كمكت نیاز شدیدی دارم شاید از همیشه بیشتر،میتوانی در مرگ همراه من باشی؟
زن گفت :این بار با دفعات دیگر فرق دارد.من نهایتاً می توانم تا گورستان همراه توبیایم اما در مرگ،....متاسفم !
گویی صاعقه ای به قلب مرد آتش زد .در همین حین صدایی او را به خود آورد:من با تو می مانم ،هر جا كه بروی .تاجر نگاهی كرد ،همسر اولش بودكه پوست واستخوان شده بود .غم سراسر وجودش را تیره وتار كرده بود وهیچ زیبایی ونشاطی برایش باقی نمانده بود . تاجر سرش رابه زیر انداخت وبه آرامی گفت:"باید آن روزهایی كه می توانستم به تو توجه میكردم ومراقبت می بودم...
در حقیقت همه ما چهار همسر داریم!
1)همسر چهارم كه بدن ماست.مهم نیست چه قدر زمان وپول صرف زیبا كردن او بكنی وقت مرگ ،اول از همه او،توراترك می كند.
2)همسر سوم كه دارایی ماست.هر چقدر هم برایت عزیز باشد وقتی بمیری به دست دیگران خواهد افتاد.
3)همسر دوم خانواده ودوستان ما هستند .هر چقدر صمیمی وعزیز باشند وقت مردن نهایتاً تا سر مزارت كنارت خواهند ماند.
4)همسر اول كه روح ماست.غالباًبه آن بی توجهیم وتمام وقت خود را صرف تن وپول ودوست میكنیم.او ضامن توانمندی های ماست اما ما ضعیف وتنها رهایش كرده ایم تا روزی كه قرار است همراه باشد اما آن روز دیگر هیچ قدرت وتوانی برایش باقی نمانده است

امیدوارم که جالب و مفید بوده باشد.

با آرزوی موفقیت برای همگی شما .

 


  نویسنده : حسین كمیلی ׀ تاریخ : دوشنبه 2 اسفند 1389׀ نظرات


مطالب خواندنی

Daily link مرصاد
 
CopyRight 2009 , bank-maskan.Mihanblog.Com , All Rights Reserved
Powered By Mihanblog | Template By : Kashkul.Com - P30Temp.Co.Cc